تبلیغات
وصیت چند شهید - شهید: ابوالحسن بخشی

وصیت چند شهید

نام پدر: حسین

عضویت: بسیج

تاریخ و محل تولد: 1329 – روستای شهیدآباد

تاریخ و محل شهادت: 30/3/1363 – جاده شیراز - خرامه

آرامگاه: گلزار شهدای امامزاده عقیل(ع) شهیدآباد

خط سرخ شهادت، خط آل محمد(ص) و علی(ع) است



امام خمینی

شهید ابوالحسن بخشی در روستای شهیدآباد و در خانواده ای مذهبی و اصیل به
دنیا آمد. پدرش به خاطر ارادتی كه به مولای متقیان امام علی(ع) داشت او
را ابوالحسن نامید. ابوالحسن بعد از ایام كودكی راهی مدرسه شد و شش سال
ابتدایی را تمام كرد. بعد از آن ترك تحصیل كرد و مدتی بعد به خدمت سربازی
رفت  پس از خدمت به خارج كشور رفت. و بعد از چند ماه  به وطن بازگشت و به
كشاورزی مشغول شد. بعد از مدتی ازدواج كرد و صاحب چهار فرزند شد و با
شروع جنگ تحمیلی كار را كنار گذاشت و عازم جبهه شد. مدتی در جبهه ها خدمت
كرد، تا اینكه در تاریخ 30/3/63 در حال انجام وظیفه در حال گشت نگهبانی
در جاده شیراز تصادف نمود و به شهادت رسید.

شهید ابوالحسن از اخلاقی كاملا اسلامی برخوردار بود، حتی نسبت به افراد
كوچكتر از خود نیز
خوش رفتاری می كرد، آنان كه او را می شناختند اعتراف داشتند و دارند كه
میان ابوالحسن 30 ساله با دیگر جوانان  هم سن و سالش تفاوت زیادی وجود
داشت. ایشان جوانی آرام و ساكت؛ ولی اندرونی پر غوغا داشت كه تا قبل از
شهادتش شناخته نشد. او از سنین كودكی اش علاقه خاصی نسبت به نماز و مسجد
داشت و عمده سفارش های او رعایت مسائل اسلامی و حفظ ارزشهای دینی بود. به
اقامه نماز و گرفتن روزه تاكید زیادی داشت.

به جبهه و جنگ علاقه زیادی داشت و از زمان شروع جنگ تا زمان شهادتش
اكثراً در جبهه بود. همیشه سفارش می كرد كه نباید جبهه ها را خالی نگه
داریم تا بزرگترین هدیه الهی را كه شهادت است نصیب خود كنیم. ایشان به
امام راحل علاقه زیادی داشت و معتقد بود انقلابی را كه امام بزرگوار به
وجود آورده است باید تا پای جان از آن محافظت كنیم، و او خود نیز در
سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) برای صیانت از انقلاب اسلامی و در راه
دفاع از مملكت اسلامی به شهادت رسید.

روحش شاد و یادش گرامی باد

وصیت شهید ادامه مطلب.............

وصیت نامه گرانبهایش:

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لاتحسبنَّ الذین قُتِلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءٌ عند ربهم یُرزقونَ»

درود به رهبر كبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و سلام بر تمام شهیدان
كه با خون به تمام كشورهای ابرقدرت نشان دادند كه ما پیرو امام حسین(ع)
هستیم كه گفت: « هیهات منا الذلّة» اكنون كه من عازم جبهه های حق علیه
باطل هستم از خداوند سبحان می خواهم كه مرا جزء بندگان صالح و شایسته خود
قرار دهد و شهادت را كه یكی از بزرگترین نعمت هایش است نصیبم كند. اكنون
كه فرمان امام عزیز لبیك گفتم و به طرف جبهه ها حركت كردم كه فریاد امام
حسین(ع) را به گوش همه كشورهای تحت ستم جهانخواران برسانم كه گفت: «اگر
با كشتن من دین محمد(ص) برقرار می ماند پس ای شمشیرها! مرا دریابید». اگر
كافران بدن مرا قطعه قطعه كنند، از هر قطره ی خون من صدای الله اكبر -
خمینی رهبر به گوش می رسد. ای ملتهای مستضعف جهان! به خدای كعبه سوگند كه
یكبار دیگر صحنه كربلا تكرار شده است. برادران و خواهران مسلمان! ما
رسالت خود را انجام داده ایم و حال نوبت شماست كه با صدای خود پیام
شهیدان را به گوش ملتهای دیگر جهان برسانید، ای ابراهیم زمان! فرمانت را
لبیك گفتم كه فرمودی اسلام در گرو اعمال من و شماست و ای امام عزیز! من
فقط به خاطر دین مقدس اسلام به جبهه رفتم و نه برای نفس و نه برای قدرت و
نه برای كشورگشایی، فقط هدفم یكی است كه آن هم اسلام است و ای ملت  شهید
پرورایران! مبادا روزی پشت به روحانیت كنید كه پشت به روحانیت پشت به
اسلام عزیز است. ابرقدرتها در خارج و منافقین در داخل باید بداند كه این
جوانان حزب اللهی تا زنده هستند، نمی گذارند هیچ گونه ضربه به اسلام
بزنند و مسلمین را نابود كنند. اما شما با حضور خود در صحنه مشت محكمی به
دهان یاوه گویان بزنید و امام عزیز را تنها نگذارید تا ان شاءَ الله
اسلام صدمه نبیند. و اما اگر توفیق شهادت یافتم ای پدر و مادر!  شما برای
من گریه نكنید كه دشمنان اسلام خوشحال می شوند، شما گریه نكنید تا دشمنان
اسلام از دست شما سیلی بخورند...

والسلام ابوالحسن بخشی

+نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت12:32 ب.ظ توسط رضا تخریب چی | نظرات |