تبلیغات
وصیت چند شهید - شهید: جلیل زارع

وصیت چند شهید


نام پدر: الله داد

عضویت: بسیج

تاریخ و محل تولد: 1346 – روستای شهیدآباد

تاریخ و محل شهادت: 24/12/1363 – دجله– عملیات بدر

آرامگاه: گلزار شهدای امامزاده عقیل(ع) شهیدآباد



شهید جلیل زارع در خانواده ای مسلمان مذهبی و بی بضاعت از لحاظ مالی و
امكانات مادی دیده به جهان گشود، پدر و مادرش با زحمات زیاد او را بزرگ
كردند تا به سن شش سالگی رسید. سپس او را به مدرسه فرستاند، دوران
ابتدایی را با موفقیت گذراند و راهی مدرسه راهنمایی شد، در این موقع از
زندگی اش بود كه درد و رنج بی بضاعتی خانواده اش را درك كرد و چون كم كم
بزرگ شد می بایست مقداری از اوقات بیكاری اش را در مزرعه و باغ به كمك
پدرش بشتابد تا كمك خرج خانواده اش گردد. بالاخره دوران راهنمایی را با
موفقیت پشت سرگذاشت و ترك تحصیل كرد. شهید در سال دوم راهنمایی بود كه
جنگ تحمیلی شروع شد، او دفاع از اسلام را بر خود واجب دانست و به همین
خاطر چندین بار به بسیج مراجه نمود تا به جبهه اعزام شود ولی به خاطر سن
كمش او را ثبت نام نكردند. بعد از سال سوم راهنمایی ترك تحصیل کرد و برای
كار راهی شیراز شد و بعد از یك ماه كار به روستا برگشت و دوباره به بسیج
مراجعه كرد تا شاید بتواند به جبهه اعزام شود، اما مسئولین بسیج شرط
اعزامش را اجازه پدر اعلام كردند. شهید به خانه رفت و از پدر بیمارش كه
در بستر بیماری بود اجازه خواست  و پدرش چنین به شهید گفت: «فرزندم اگر
تو به جبهه نروی؛ پس كی برود، فعلا بر من و خواهر و مادرت، واجب نیست»،
هنگامی كه شهید این سخن را شنید خیلی خوشحال شد و گفت: «احسنت بر شما!
قربانت گردم كه به من اجازه جهاد در راه خدا دادی»، و فوراً به بسیج
مراجعه كرد و مدتی بعد از ثبت نام جهت آموزش نظامی به پادگان شهید بهشتی
جهرم اعزام گردید. بعد از پانزده روز آموزشی به مرخصی آمد و مجدداً بعد
از اتمام مرخصی جهت فراگیری دوره آموزشی دیگری به پادگان شهید دستغیب
كازرون فرستاده شد، پس از اتمام دوره در این پادگان، او را یكسره به جبهه
اعزام كردند، در همین ایام خدمت در جبهه بود كه به گفته هم سنگرانش نذر
كرده بود كه اگر عملیات شد مقدار بیست هزار ریال به امام زاده محل خودش
هدیه كند، بعد از مدتی، عملیات حماسه آفرین بدر شروع شد و شهید در این
عملیات شركت كرد. تا بالاخره در شبانگاه 24/12/1363 در كنار رودخانه دجله
به وسیله تركش خمپاره و مواد شیمیایی به درجه رفیع شهادت نایل آمد و به
آرزوی دیرینه خود رسید.

جلیل از اخلاقی زیبا و رفتار خوبی برخوردار بود، در سلام كردن همیشه پیش
قدم بود، علاقه زیادی به ورزش داشت، از همان اول كودكی یادگیری قرآن را
شروع كرد به طوری كه در چهارم-  پنجم ابتدایی یك جزء از قرآن را یاد
گرفت، علاقه زیادی به اسلام داشت، همیشه در دعای كمیل و توسل و نماز
جماعت در مسجد محل شركت داشت هنگامی كه در پادگان شهید دستغیب كازرون بود
در مسابقه قرآن شركت كرد و مقام اول را كسب نمود.

روحش شاد و یادش گرامی باد


وصیت نامه شهید در ادامه مطلب ..............

وصیت نامه گهربارش:

بسم الله الرحمن الرحیم

امت شهید پرور! من از شما می خواهم كه اگر ما شهید شدیم، اماممان را تنها
نگذارید چون تنها گذاشتن امام،یعنی تنها گذاشتن امام حسین و امام
مهدی(عج) و بدانید كه اگر بیعت خود را با امام بشكنید هیچ فرقی با مردم
كوفه ندارید، گوش به شایعات ندهید چون بزرگترین حربه دشمنان اسلام و قرآن
همین شایعات است و از كمبودها نهراسید، چون در زمان پیامبر یك دانه خرما
را برای چند نفر در یك روز استفاده می كردند...
و بدانید ما فقط چند سال از شما جلو افتاده ایم و در جلوی پل صراط منتظر
شما خواهیم بود و در آنجا شما را به سوال می گیریم كه آیا راه ما را
دنبال كردید یا نه و از خداوند می خواهم شماها از زیر سوال ما سرافراز
بیرون آیید.

... امیدوارم كه مرا حلال كنید و دنباله روام  باشید و در شهادتم شكیبا
باشید و چون امام سجاد(ع) كه شش برادر خود را از دست داد، ولی رسالت خود
را فراموش نكرد( شما نیز آنگونه باشید) من خیلی شما( پدر و مادر) را دوست
دارم، ولی اسلام عزیز را بیشتر از شما دوست دارم، می دانم كه از شهادت من
ناراحت
می شوید و اشك می ریزید، اما به خدا قسم به خاطر علی اكبر و علی اصغر گریه كنید.

والسلام- جلیل زارع


+نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر 1390 ساعت12:31 ب.ظ توسط رضا تخریب چی | نظرات |